لحظه ای بیندیشیم



حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد ماند :: زمانه را قلمی و دفتری و دیوانی است
روحش شاد PDF چاپ نامه الکترونیک
شنبه 24 آبان 1393 ساعت 08:49
من مرگ را قبول ندارم مرگ در جهانی که فرمانده اش ارحم الراحمین باشد وجود ندارد. در دایره لغات ما انسانها، سفری که برگشتی نداشته باشد  مرگ نامیده میشود. مسافر وقتی بر نمی گردد که مقصد ماندنی تر از مبداء باشد.روز گذشته یکی از خواننده های پاپ کشور پا به این سفر گذاشت. و چندین شاگردم از این مسئله ناراحت بودند. دلداریشان می دادم که پشت مسافر که گریه نمی کنند. و می گفتند زود رفت نباید در این سن مرگ به سراغش می آمد....
با این اوصاف معتقدم هر کسی به گونه ای به سفر می رود یکی با دوچرخه و دیگری با هواپیما. مرتضی بر
خلاف من با هواپیما رفت و گویا هنوز من از پرواز می ترسم و پا در رکاب دوچرخه دارم این مسئله مرا آزار
می دهد نه خود سفر ... روحش شاد

تقدیم به تمام شاگردانم که هوادار این مسافر بودند بلاخص خانم محمودی که همیشه حرفهای سنجیده ای برای گفتن دارند
 
دل دنیا رو خون کردی که اینجوری تو رفتی

تموم دل خوشی هامو تو با رفتن گرفتی

مثل حس یه عشق تازه بودی

مثل افسانه بی اندازه بودی

 

 
حرمت PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه 22 آبان 1393 ساعت 17:03


ســــــــاکت کــه می مانـــی ،

 

میگذارند به حســـابِ جواب نداشتنت !

 

عـــــــــــمراً بفهمنــد داری جـــان میکنی،

تا حرمـــــــتهـا را نگـــه داری...


 
عقاب PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه 28 مهر 1393 ساعت 04:43

می گویند از میان حیوانات عقاب تنها حیوانی است که می تواند مستقیم به خورشید خیره شود... آنهای که قویترند نور حقیقت چشمانشان را نمی سوزاند، حقیقتی که شاید به مزاج خیلی ها تلخ باشد.
می گویند عقاب زمانی که تمام پرندگان برای فرار از باران به دنبال سرپناه می گردند، برای رهایی از باران، به بالای ابرها، صعود می کند. ....آنهای که قویترند از  مشکلات فرار نمی کنند از بالا به آنها نگاه می کنند.

شهپر شاه هوا ، اوج گرفت
   زاغ را دیده بر او مانده شگفت 
سوی بالا شد و بالاتر شد
  راست با مهر فلک ، همسر شد
   لحظه‎ یی چند بر این لوح کبود
  نقطه ‎یی بود و سپس هیچ نبود
 
مقصد PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت 10:35
مقصد کجاست؟  این مقصد کجاست که سهراب شیرین کلام به خانه دوست تشبیه کرده آن را ....

ميروي تا ته آن كوچه

كه از پشت بلوغ سر به در مي آرد

پس به سمت گل تنهايي مي پيچي

دو قدم مانده به گل      

پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني

و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد

كودكي مي بيني

رفته از كاج بلندي بالا

جوجه بر مي دارد از لانه نور

و از او مي پرسي

خانه دوست كجاست؟

یا وحشی بافقی آن را به روی همه باز می بیند

تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است

یک منزل از آن بادیهٔ عشق مجاز است

در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی

بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است

سد بلعجبی هست همه لازمه عشق

از جمله یکی قصهٔ محمود و ایاز است

عشق است که سر در قدم ناز نهاده

حسن است که می‌گردد و جویای نیاز است

این زاغ عجب چیست که کبک دریش را

رنگینی منقار ز خون دل باز است

این مهرهٔ مومی که دل ماست چه تابد

با برق جنون کاتش یاقوت گداز است

وحشی تو برون مانده‌ای از سعی کم خویش

ورنه در مقصود به روی همه باز است
 

  بعضی مقصد را در مدرک گرفتن می دانند، بعضی ها مقصد را در ازدواج می دانند، بعضی ها ثروت، بعضی ها سلامتی، بعضی ها .....  اینها وسیله اند نه مقصد ..... که  عطار نیشابوری در این باره می گوید

 

طریق توست راه شرع و تن در زیر تو مرکب

به مرکب باز استادی چرا مرکب نمی‌رانی

بران مرکب مگر زینجا به مقصد افکنی خود را

که مرکب چون فروماند تو بی‌مرکب فرومانی


گویا تکنولوژی مقصد را از یاد ما برده .... ولی مقصد هر کجا باشد به قول قدیمی ها  بار کج به آنجا (مقصد) نمی رسد.

لحظه ای بیندیشیم


 
مرد PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه 02 مهر 1393 ساعت 08:13
ارزش یک مرد به حرفهای نیست که برای گفتن دارد، ارزش یک مرد به حرفهای است که برای نگفتن در دل دارد
 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعدی > انتها >>

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL

بازدید کنندگان آنلاین

 1 مهمان حاضر

آمار کلی سایت

بازدیدهای محتوا : 126408